
باز فصل بهار داره میادو موقع اومدن پشه ها شد.
خسته و کوفته از سر کار میای خونه می خوای بخوابی مگه میزارن هی ویز ویز میکنن
تازه پشه های امسال بدنسازی کار کردن خیلی درشت شدن. قرص و اسپره هم اونا رو نمیکشه جدای از پشه صدای قورباغه ها خیلی باحاله شب که می خوای بخوابی همه جا ساکت ساکته فقط صدای قورباغه ها رو میشنوی کلأ از صدای قورباغه خوشم میاد فکر کنم این دوست داشتن از کودکی در من شکل گرفته
(الآن یه توده ی ابری بالای سرم شکل گرفت و رفتم به گذشته)
اون قدیم ندیما که ما بچه بودیم یواشکی از آشپزخونه خونه مادربزرگم چاقو می دزدیدیم بعد اونو رو نوک یه چوب به نام لَلِ کرفون (فک کنم فارسیش نِی میشه) می بستیم و میرفتیم شکار قورباغه کنار رودخونه حرکت می کردیم و هر قورباغه ایی به محض دیده شدن کشته می شد.بعد از اینکه از شکار قورباغه ها خسته می شدیم چاقوها رو یه آب میزدیم و میزاشتیم سرجاش چقدر هم با این کارمون حال می کردیم یادش بخیر .
بعد شکار یا درحال شکار تموش لاخ لاخ هم می خوردیم. واسه غیر بابلی ها بگم تموش همون تمشکه،لَلِ چو همون نِی خشک شده و شیش هم یه شاخه ی نازک درخت هست ترجیحأ فک دار باشه به جان خودم فارسیشو نمیدونم چی میشه شما به بزرگواریتون ببخشید.
من از اون آدم هایی هستم که فارسی و مازندرانی رو قاطی حرف میزنه یعنی نصف فارسی نصف مازندارانی
خب شاید بگید تموش لاخ لاخ دیگه چیه
وسایل لازم برای تموش لاخ لاخ خوردن:
تهیه قسمتی از لَلِ چو که یه طرفش بسته باشه
تمیز کردن داخل لَلِ چو اگه آب در دسترس بود با آب داخلش رو بشورید تا تمیز بشه اگه نبود .......
تهیه شیش به اندازه لازم این رو هم باید بشوری تا تمیز بشه
بعد تموش های تَروتازه رو می چینید و در داخل لَلِ چو قرار میدید
خب حالا شیش رو در داخل لَلِ چو می فشارید. این حرکت به تعداد تموش های داخل لَلِ چو بستگی داره ولی به طور نرمال سه حرکت کافیه بعد از این حرکت شیش رو خارج کرده و آهسته از سمت چپ به راست بر روی زبانتان حرکت می دهید و این جاست که طعم واقعیه تمشک رو احساس می کنید
در آخر هم لَلِ چو رو میشکنید و تموش های باقی مانده در آن رو نوش جان می کنید
توده ی ابری از بین رفت اومدم زمان حال
چه کنیم زندگی پایین شهری بود دیگه
قورباغه ،،،،پایین شهر،،،،،، البته یه جورایی حومه ی شهره والله ما خودمون نفهمیدیم پایین شهری هستیم یا حومه شهری.
طبق تابلوهای نصب شده توسط بچه های راه و ترابری ما جزء شهریم اما یه جورایی حومه ی شهریم
آهان اصلأ پایین ترین نقطه ی پایین شهریم خلاص.
در پایان: .عنوان اپم، بعد مطلبش رو و بعد عکسش رو نگاه میکنم می فهمم چرت و پرتی بیش نبود اما واقعی.با چی شروع شد با چی تموم شد.
/**/

اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمته منه
نخواستم این جوری بشه این از بخته بده منه
قد یه دنیا غم دارم اگه نبینتم یه روز
چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز
دار و ندارمو میدم ولی چشماتو نبند
دار و نداره من تویی به گریه های من نخند
از همه دنیا من فقط دلخوش تو بودم ولی
دلخوشی تو نبودم دوستم نداشتی یکمی...