گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
سال نو مبارک
سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۹ ساعت 0:22 توسط : RahMan07

نیکان ما شاد ترین مردمان جهان

ایرانیان امروز افسرده ترین مردمان جهان

 

نوروز شروعی برای شاد زیستن

جشن نوروز این جشن کهن ایرانی بر همه ی ایرانیان مبارک

روزها و شب های آخر سال چقدر باحاله......

من که این روزهای آخر سال رو بیشتر از روزهای اوایل سال دوست دارم.

مثل هر سال تا همیشه با تو این عید هم باز خاطره میشه

ممنون از همه ی دوستان که تو این مدت لطف کردین و به وبم سر میزدین از خدا می خوام که سال خوب و خوشی داشته باشین

یه چیزی این ته دلم مونده که باید بگم :خدا ل+ع+ن+ت کنه این صاحبکارها رو که آخر سال پول کارگر جماعت رو نمیدن

یا چک میدن واسه بعد عید.


به هر حال شاد بودن که به پول نیست ما شادیم شما هم شاد باشین همانند نیکانمان.


مراسم ایرانیان باستان در نوروز

«بفرمایید ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

برچسب‌ها: سال نو مباذک

بازگشت پشه ها
پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۴ ساعت 23:42 توسط : RahMan07

باز فصل بهار داره میادو موقع اومدن پشه ها شد.

خسته و کوفته از سر کار میای خونه می خوای بخوابی مگه میزارن هی ویز ویز میکنن

تازه پشه های امسال بدنسازی کار کردن خیلی درشت شدن. قرص و اسپره هم اونا رو نمیکشه جدای از پشه صدای قورباغه ها خیلی باحاله شب که می خوای بخوابی همه جا ساکت ساکته فقط صدای قورباغه ها رو میشنوی کلأ از صدای قورباغه خوشم میاد فکر کنم این دوست داشتن از کودکی در من شکل گرفته

(الآن یه توده ی ابری بالای سرم شکل گرفت و رفتم به گذشته)

اون قدیم ندیما که ما بچه بودیم یواشکی از آشپزخونه خونه مادربزرگم چاقو می دزدیدیم بعد اونو رو نوک یه چوب به نام لَلِ کرفون (فک کنم فارسیش نِی میشه)  می بستیم و میرفتیم شکار قورباغه کنار رودخونه حرکت می کردیم و هر قورباغه ایی به محض دیده شدن کشته می شد.بعد از اینکه از شکار قورباغه ها خسته می شدیم چاقوها رو یه آب میزدیم و میزاشتیم سرجاش  چقدر هم با این کارمون حال می کردیم یادش بخیر .

بعد شکار یا درحال شکار تموش لاخ لاخ هم می خوردیم. واسه غیر بابلی ها بگم تموش همون تمشکه،لَلِ چو همون نِی خشک شده و شیش هم یه شاخه ی نازک درخت هست ترجیحأ فک دار باشه به جان خودم فارسیشو نمیدونم چی میشه شما به بزرگواریتون ببخشید.

من از اون آدم هایی هستم که فارسی و مازندرانی رو قاطی حرف میزنه یعنی نصف فارسی نصف مازندارانی

خب شاید بگید تموش لاخ لاخ  دیگه چیه

وسایل لازم برای تموش لاخ لاخ خوردن:

تهیه قسمتی از لَلِ چو که یه طرفش بسته باشه

تمیز کردن داخل لَلِ چو  اگه آب در دسترس بود با آب داخلش رو بشورید تا تمیز بشه اگه نبود .......

تهیه  شیش به اندازه لازم   این رو هم باید بشوری تا تمیز بشه

بعد تموش های تَروتازه رو می چینید و در داخل لَلِ چو قرار میدید

خب حالا شیش رو در داخل لَلِ چو می فشارید. این حرکت به تعداد تموش های داخل لَلِ چو بستگی داره ولی به طور نرمال سه حرکت کافیه بعد از این حرکت شیش رو خارج کرده و آهسته از سمت چپ به راست بر روی زبانتان حرکت می دهید و این جاست که طعم واقعیه تمشک رو احساس می کنید

در آخر هم لَلِ چو رو میشکنید و تموش های باقی مانده در آن رو نوش جان می کنید

توده ی ابری از بین رفت اومدم زمان حال

چه کنیم  زندگی پایین شهری بود دیگه 

قورباغه ،،،،پایین شهر،،،،،، البته یه جورایی حومه ی شهره والله ما خودمون نفهمیدیم پایین شهری هستیم یا حومه شهری.

طبق تابلوهای نصب شده توسط بچه های راه و ترابری ما جزء شهریم اما یه جورایی حومه ی شهریم

آهان اصلأ پایین ترین نقطه ی پایین شهریم خلاص.

در پایان: .عنوان اپم، بعد مطلبش رو  و بعد عکسش رو نگاه میکنم می فهمم چرت و پرتی بیش نبود اما واقعی.با چی شروع شد با چی تموم شد.

 

 

/**/

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

قسمت
سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ ساعت 13:54 توسط : RahMan07

اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمته منه

 

نخواستم این جوری بشه این از بخته بده منه

 

قد یه دنیا غم دارم اگه نبینتم یه روز

 

چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز

 

 

 

دار و ندارمو میدم ولی چشماتو نبند

 

دار و نداره من تویی به گریه های من نخند

 

از همه دنیا من فقط دلخوش تو بودم ولی

 

دلخوشی تو نبودم دوستم نداشتی یکمی...

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: شعر،جملات زیبا عاشقانه


 
برچسب ها
ديگر موارد