گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
95p13
جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۲۵ ساعت 2:42 توسط : RahMan07

+ دلم دوچرخه سواری می خواد خیلی وقته دوچرخه سوار نشدمو یه مسافتی رو رکاب نزدم
اون قدیم یعنی دوران دانش آموزی با دوچرخه میرفتم مدرسه آخ که چقد حال میداد کیفو میذاشتم ترکبند گازو جفت می کردم تا مدرسه
هه چقد دل خوش بودیم أی یادش بخیر
+ این روزا هوا خوب شده بعد بارون تابسونه ای که زدو شالی های ملتو خراب کرد.هوا دوباره گرم شده
بعضی وقتا یه چیزهای خیلی کوچیک به آدم روحیه میده یعنی دِلتو شاد می کنه بهت امید میده
این روزا دیدن سرسبزی شالی ها و اون بوی خاصش بهم انرژی میده
وقتی  صدای جیرجیرک ها رو می شنوم یه حس خوب بهم میده
+ فردا 26 تیرماه مصادف است با روزی که میگن عید مردگانه
فردا که نه امروز.
تو آرامستان یا همون قبرستون خودمون همه اعضای محل جمع میشنو غذا مذا میوه پیوه می خورنو  شادن و ساعات خوشی رو تو قبرستون سپری می کنن و یادی از اموات می کنن.
ببینم قسمت میشه برم یا نه
خداوند همه رفتگان رو بیامرزه

 

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

95p12
چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ ساعت 1:24 توسط : RahMan07

عید واقعی روزی است که در آن معصیت خدا نکنیم!
 


+ خب دیگه ماه رمضون هم تموم شد و همچنان من نتونستم واسه یه بار هم شده کل ماه رمضونو روزه بگیرم
خوشحالم از تموم شدنش والله
+ دلم واسه دوستام تنگ شده .هیچی نمیشه باید ی روز دور هم جمع شیم یه بستنی فالوده بزنیم به بدن
عجیب هوس فالوده کردم . ماه رمضونم که نمیشد دوستان دور هم جمع شیم
عکس های دوران دانشجویی رو نگاه کردم چقد دلم واسه اون دوران تنگ شده
چقد خاطراتش شیرینه
+من کل امشبو تو تلگرام بودم الان فطریمو کی باید بده؟
دوستم باید بده چون با اون داشتم چت می کردم.
خب دیگه برم بخوابم.
(عخییییی شروع و پایانم با خب دیگه بود)

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

95p11
سه شنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ ساعت 23:36 توسط : RahMan07


دیگه کم کم ماه رمضون هم به نفس های آخرش رسیده
امسال متحول شدمو بجز روز دوم بقیه روزارو روزه گرفتم به خودم میگم یه روز رو که روزه نگرفتم هیچ عذاب وجدانی نداشتم اگه یه روز نماز نخونم یه حس عذاب وجدانی دارم اما در مورد روزه یه چنین حسی وجود نداره نمیدونم چرا
شب قدر قرآن ب سر هم نموندم تو مسجد میگن ساعت 0030 تازه مراسم شروع میشه .خیلی دیره
بعد نماز دیگه نتونستم تو مسجد بشینم دعای جوشن کبیر و برنامه های دیگه کلش تا ساعت 0200 بامداد طول می کشه شایدم بیش تر
(پارسال هم تو این مراسم شرکت نکرده بودم یادش بخیر یه چنین مراسمی تو خدمت بودمو در حال نگهبانی جلوی مساجد و گشت بودیم)من می گم حس شما بگو سعادت
اصن جفتشو نداشتم که بمونم
من دعاها و گفتنی ها رو بعد نماز به خدا می گم
دیگه لازم نیست قرآن بذارم بالای سرمو قصمش بدم که .
در طول سال هزار تا گناه انجام میدیم اونوقت تو یه شب قرآن بذاریم بالای سرمون الهی العفو  تموم شد رفت
که چی خدا مارو ببخشه
اومدم خونه دعای عهد (فرهمند) رو دارم گوش میدم شاید هیچ تناسبی با امشب نداشه باشه ولی صداش بهم آرامش میده.
الان هم برم بخوابم که فردا باید برم سر کار
خدایا به کار همه رزقو روزیو برکت بده
هیچ پدری و مادری رو جلوش بچه هاش اصن هیچ بنده ای رو جلوی بنده دیگه ات شرمنده نکن
ای خدا همه راحت جون بدن با ایمان جون بدن محتاج بنده ی دیگه ات نشن
خدایا هر آنچه که خودت میدونی به صلاح ماست رو برامون رقم بزن.
در پایان هم بخاطر همه ی نعمت هایی که بهم دادی شکر
خیلی خیلی خیلی  ممنونتم.

 

تسلیت95p10
جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۰۴ ساعت 0:59 توسط : RahMan07

آسوده بخواب سرباز وطن، که سرنوشت تا ابد برایت مرخصی رد کرده
آسوده بخواب سرباز وطن، که سرنوشت تا ابد برایت مرخصی رد کرده ...
خدا بیامرزتشون روحشون شاد
خیلی دردناکه، خدا به خانوادشون صبر بده


 



 
برچسب ها
ديگر موارد