یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی !
نگاهی به ساعتت ،
و نگاهی به خودِ خودت در آینه ،
و می بینی هیچ چیز و هیچ کس جز خودت حیف نیست ...
لباسهای اتو کشیده غبارگرفته مهمانی ات را از کمد بیرون می آوری
گران ترین عطرت را از جعبه بیرون می آوری و به سر و روی خودت می پاشی
ته مانده حساب بانکی ات را می تکانی و خرج خودت می کنی
یک روز از خواب بیدار می شوی
و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه میگویی
صبح بخیر عزیزم وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار
یک روز یکی از همین روزها وقتی از خواب بیدار می شوی
متوجه می شوی
بدترین بدهکاری، بدهکاری به قلب مهربان خودت هست ...
و هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست !
# نسرين بهجتی #
+ تا حالا شده به این فکر کنی که چرا نمی تونی کار جدیدی رو امتحان کنی؟!
+ یعنی اونقدر ناتوان شده باشی که به خودت یه نگاه بندازی ببینی خیلی وقته اصلا چیز جدیدی رو امتحان نکردی!
+ کلی فکر و برنامه تو سرت داشتی و تلاش نکردی عملیشون کنی...
+ مدتی هست که تو این وضعیتم...

