گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
دکلمه محسن حسینخانی با تو تازه کلاس اولم94p55
جمعه ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ ساعت 15:44 توسط : RahMan07

تو آمده ای و
من تازه کلاس اولم!
بگذار روی نیمکتی
از مژه هایت بنشینم
تا ببنی چگونه
در یک چشم بهم زدنت
با سواد می شوم
دستم را بگیر!
روی تخته ی سیاه گیسوانت بچرخان
و
مرد آمد را با من تمرین کن
مرد آمد...
مرد در باران آمد
مرد با اسب آمد
....
آنقدر تمرین کن
تا مرد بماند و
با تو
الفبای زندگی را
یاد بگیرد

"محسن حسینخانی"

**مجموعه اشعار**

دانلود دکلمه زیبای محسن حسینخانی با تو تازه کلاس اولم
m4a

 



حوای منی! 94p47
جمعه ۱۳۹۴/۰۸/۱۵ ساعت 16:22 توسط : RahMan07

اشعار محسن احمدوندی+خوانش شعر حوای منی از محسن حسینخانی+برگرد به خاطر دل من برگرد  این بار برای دل سپردن برگرد+شعر عاشقانه

 

برگرد، به خاطر دل من برگرد
این بار برای دل سپردن برگرد
پاییز به تاراج دلم دست گشود
ای فصل شکوفه و شکفتن برگرد
من گم شده ام در این بیابان بلا
آتشکده ی وادی ایمَن برگرد
سر تا به قدم منتظر سوختنم
زیبای من! ای شعله به دامن برگرد
آب و گل و یک قالب خالی از روح
اینک تو به قصد آفریدن برگرد
حوای منی! بهشت می خواهم چه؟!
آدم شده ام، بمیرد این تن برگرد

"محسن احمدوندی"

**مجموعه اشعار**

دانلود همین شعر حوای منی با صدای محسن حسینخانی
M4a


بعد تو ؛
دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ ساعت 15:29 توسط : RahMan07 | ( )
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
 
می نشینی روبرویم،خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت،توی فنجانی که نیست
 
بازمی خندی ومی پرسی که حالت بهتر است؟!
باز می خندم که خیلی،گرچه می دانی که نیست
 
شعر می خوانم برایت،واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم،توی گلدانی که نیست
 
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری،بین دستانی که نیست..؟!
 
وقت رفتن می شود،با بغض می گویم نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،در ایوانی که نیست
 
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،با یاد مهمانی که نیست...!
 
بعد تو این کار هر روز من است...
باور این که نباشی،کار آسانی که نیست...!
 
شاعر : ناشناس ( همسر یک شهید )
 
دانلود همین شعر با صدای  " ........ "
mp3-128    


یک شعر از کتاب "قانون"
شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ ساعت 21:41 توسط : RahMan07

 

 

 

 

سلام بر شاعران باران، کمک کنیدم کمی ببارم

 

 

منم همان ابرِ ناسروده... که تن به خورشید می‌فشار

 

نه ابر، تاکیدِ آتشم من، سپس‌تر از خطِّ رعد و برقش

 

 

غُلُوْ نبینید اگر، مگر جز گمانِ رنگین‌کمان چه دارم؟

 

خدا نگهدار ای بیابان که با وجودِ هرآن‌چه گفتم

 

بعید هم نیست بعدِ باران که از زمین، آسمان در آرم

 

کجایی ای ماه بی‌توقّع که روی مرداب هم می‌افتی

 

فقط برای تو اَست... اگر شب، ستاره‌ها را نمی‌شمارم

 

چنان به مرگ اعتبار دادم که در عدم، زندگیم جاری‌ست

 

کنارِ هر گوشه و کنایه، به ناامیدی امیدوارم

 

دانلود صدای شاعر

وبلاگ شاعر"مریم جعفری آذرمانی"



 
برچسب ها
ديگر موارد