گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
97P13
شنبه ۱۳۹۷/۰۶/۳۱ ساعت 16:8 توسط : RahMan07


اینکه میگن خودشناسی خیلی مهمه
انسان متوجه می شه وقتی خودشو بشناسه
باید دنبال کسی بگرده که نقاط مشترک بیش تری با اون داشته باشه
انسان خوب زیاده
مهم اینه که با اون جور شی و به هم بخورین
صرفاً این نیست که همیشه 2 انسان خوب با هم خوشبخت شن.
خودشناسی:
+ نقاط مشترک
+ خط قرمزها
+ منش و رفتار،افکار
+ حساسیت ها
+ علاقه مندی ها
انسان اینها رو اگه بدونه راحت تر انتخاب می کنه.

#خودشناسی_تارا_یحیی نژاد


روزبه بمانی

برچسب‌ها: خودشناسی

97P12
دوشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۹ ساعت 19:2 توسط : RahMan07

به همه وقتی خوش میگذره زمان به سرعت سپری میشه
این روزا با اینکه بهم خوش نمیگذره اما هفته ها به سرعت میانو میرن زمان میگ میگ وار میگذره
حس اون فردی رو دارم که تیمش عقبه و دقایق براش به سرعت می گذره
تلاش می کنم اما نتیجه مطلوب نیست می ترسم ته بازی بازنده باشم
تو این اوضاع خوندن بعضی جملات و نوشته ها بهم انرژی و امیدواری میده
مثلاً همین:
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯼ!
ﻭ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯼ!
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ کن ... ﯾﺎﺩ ﻗﻮل‌هایی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺵ،
ﺗﻮ ﺗﻼﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ!
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺪﻩ!
ﻫﺮ ﭼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻢ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ
ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ🌱🌹

 

 عکس گرفتن از محیط اطراف هم انرژی زیادی بهم میده.
کلن عکس گرفتن رو دوس دارم بعضی وقتا تو شهر سوژه های باحالی می بینم ولی روم نمیشه که گوشی از جیب در بیارمو عکس بگیرم و بعد ب خودم صدتا فحش میدم که چرا عکس نگرفتم
دارم رو خودم کار می کنم حرف مردم واسم مهم نباشه حدوداً 70 درصد اوکی شده 30 درصد مونده.

+ سعی کنید شاد باشید و دلیل شادی دیگران🌱🌹

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

97p11
سه شنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۳ ساعت 9:45 توسط : RahMan07 | ( )

سرباز بودم قسمت کارگزینی رفیقم اومد برای تسویه حساب رئیسم گفت بهت تسویه حساب نمیدم تا یه بسته کاغذ A4 بخری بیاری
رفیق:جناب سروان پول ندارم بیخیال شو
رئیس:امکان نداره تا نخری تسویه نمیدم بهت
در همین گیرودار تلفن زنگ خورد رئیس احضار شد قسمت فرماندهی
منم در این فرصت در کمد رو باز کردمو یه 50-60تا کاغذ A4 دادم به رفیق گفتم برو بعدن بیا بگو پول یه بسته رو نداشتم این تعداد برات کاغذ خریدم .
رئیس اومد بعد از اندک دقیقه رفیق هم اومد کاغذو داد تسویه کرد رفت.
در سکوت اتاق رئیس یه نگاه کرد بهم گفت : از تو انتظار نداشم خیلی ازت ناراحت شدم
نپرسیدم چرا   نمیدونم چجوری فهمید
هیچی نگفتم چون خودم می دونستم چ کار زشتی کردم فقط و فقط چشام به مانیتور بود و به کارام می رسیدم.
یادم نمیره درست همون لحظه همون ثانیه دلم می خواست زمین دهن باز کنه و فرو برم توش چنان فرو برم که تا صد سال دیگه بالا نیام.
مثل انسان پشیمون شدم که چرا باید از اعتماد ی فرد سوءاستفاده کنم اصن ارزششو داشت؟
همونجا ی تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت هیچ جا از اعتماد کسی سوءاستفاده نکنم
رئیسم به نحو احسنت از نعمت فراموشی استفاده کرد منو بخشید اعتمادشو نسبت بهم هیچ وقت از دست .
+ هیچ چیزی ارزششو نداره که تو از اعتماد یک فرد سوءاستفاده کنی

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

97P10
چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ ساعت 11:37 توسط : RahMan07

 

یادش بخیر چنین روزی در سال 91 بود که به همراه دوست خوبم ابوالفضل رفتیم کافی نت تا برام وبلاگ بسازه چقدر سر عنوان و آدرس وب داستان داشتم.
چقدر هم ذوق و شوق به همراه بی فرهنگی(روی هر میزی که تو دانشگاه می نشستم آدرس وبمو می نوشتم) مث انسان پشیمونم. (از بی فرهنگی اون موقع).
 به همین مناسبت یه سر به آرشیو زدم دوباره پست ها رو خوندم جالب بود.جالب تر از اون نظرات بود و جالب ترتر از اون 😎پاسخ من به نظرات بود انگار سر جنگ داشتم و خل وضع بودم.
یادآوری اون خاطرات هر چند با دوستان مجازی بوده ولی خیلی شیرینه برای اندک زمانی هم شده حال آدمو خوب می کنه لبخند به لبام میاره.
اینکه تاریخ وب زدنم یادمه واس خودم جای تعجب داره
++ بعضی وقتا ادم دلش عجیب برای گذشته تنگ میشه.
++ فهمیدم چقدر قبلنا بی دغدغه و بی دردسر زندگی می کردم شاید ی سری مشکلات داشتم اما در مقابل مشکلات این روزا هیچ ان
++ مطمئنن بعداً به این روزام می خندم همونطور که خاطرات روزای سخت خدمت سربازی الان برام شیرینه.
++ یه جمله تو توییتر فارسی خوندم خیلی قشنگ بود
"" درسته روزای بد مملکت بالاخره تموم میشن ولی دوران جوونیمون دیگه هیچوقت بر نمی گرده ""
++ بدرود✋🏿

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

97P9
پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۰۱ ساعت 9:15 توسط : RahMan07

 

این دو موجود خیلی دوست داشتنیو قشنگن البته چند ده تا از این ها بودن ولی این دوتا خاص تر و
در عین حال که تپل مپل تر و باحال ان خسارت زیادی رو هم می تونن ببار بیارن و تمام محصولات ی باغ رو به فنا بدن.البته با سم پاشی میشه نابودشون کرد.
کرم ها هم چرخه زندگی باحالی دارن اصن تبدیلش از یه موجودی به موجود دیگه اس که باحله .
بعد از اندکی تحمل سختی قدرت پرواز کردنو بدست میاره و میشه پروانه
همه چیش تغییر می کنه حتی نوع نگاه انسان ها
کرم
پروانه
مطمئناً اکثر افراد پروانه رو دوست دارن اما کرم رو نه
پیرو پارگراف اول
++ همه چیزهای قشنگ برای زندگی خوب نیست.گاهی برای رسیدن به چیزی باید قید خیلی چیزا رو زد حتی خیلی هم زیبا و دوست داشتنی باشن.
شاید باشن کرم های زیبایی تو زندگیمون که دارن برای رسیدن به اهداف خودشون نابودمون می کنن.
که اگه اینطور باشه بعد از مدتی تبدیل میشن به یه پروانه خوشگل و قشنگ که همه دوسش دارن و براشون مهم نیست که اول چی بودن و الان چی شدن و از ما چی می مونه یه باغ آفت زده که کسی دوستش نداره و حاضر نیست تو اون باغ پا بذاره.
++ ما انسان ها هم خیلی خودخواه شدیم برای سود و منفعت خودمون حاضریم همه چیز رو نابود کنیم از زمین تا تمام موجودات و حشره ها (سم پاشی).
++ اما در واقعیت زندگی این خودخواهی نیست همواره برای رسیدن به اهداف ی سری موانع سر راه وجود داره که باید رفع بشه.
++ یعنی انسان هم می تونه با تحمل و سختی و ریاضت کشیدن به ی موجود دیگه تبدیل شه؟
بالاخره ما اشرف مخلوقات هستیم. شاید اگر تلاش کنیم از انسان بودن به ادم بودن برسیم یعنی موجود دیگر .
++ یکم حرفام با هم تناقض داشت اون قسمتی که مغرور شدیم همه چیزو نابود می کنیم و اون قسمت که موانع باید رفع بشه
++ رشد و کمال خود یا اسباب رشد و کمال دیگری؟
++ چ باید کرد؟

شاد باشید و دلیل شادی دیگران🌱🌺🌹🌹

موضوعات مرتبط: خاطرات جوانی و کودکی

 
برچسب ها
ديگر موارد