
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد
/**/
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ ،عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ، /**/ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ
درود برتو ای ابا عبدالله و بر روانهای پاکی که برآستانت سر سپردند، بر تو از جانب من درود خدا باد
همیشه تا من زنده ام و بر پا است شب و روز،و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما /**/
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن
درود بر حسین و بر علی فرزند حسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین.
این را دانسته باشید عالی ترین نعمتهایی كه خداوند به شما داده است ،
احتیاج هایی است كه مردم به شما دارند،
مراقب باشید كه با بی اعتنایی به نیازمندان ،
این نعمت ها را رد نكنید كه تبدیل به نقمت و بلا خواهد شد.
بدانید كه كار نیك علاوه بر آن كه موجب ستایش گری مردم است ،
به دنبال آن هم پاداش الهی در كار است . (امام حسین علیه السلام)
***********
به یاد آور بستر مرگ و خوابگاه قبر خویشتن را،
یاد آور هنگامی را كه در پیشگاه عدالت الهی اعضا و جوارحت به زیانت گواهی خواهند داد،
روزی را به یاد آور كه قدمها در آن روز می لرزد و دلها در تنگنای سینه فشرده می شود،
روزی كه عده ای در آن رو سفید گردند و رازها از پرده برون افتد و میزان عدالت الهی برای سنجش نیك و بد به كار افتد.(امام حسین علیه السلام)/**/
|
جمعه ۱۳۹۱/۰۸/۱۹ ساعت 21:6 توسط :
RahMan07
|
خدا ، همیشه اینجاست ،
خدا ، مختص یک شب خاص نیست ،
خدا ، کنار من و توست ،
خدا ، در کمک کردن به بانویی ویلچر سوار است ...
خدا ، کنار توست ، وقتی به عابری در ماشینت ، راه می دهی ...
خدا ، در ماشین توست که زیر بارون مسافری را سوار می کنی ...
خدا ، در یک نفس عمیق کشیدن توست ...
خدا ، در کنار پسری قدم می زند ، که در یک کوچه باریک با دیدن دختری سرش را پایین می
اندازد و به او امنیت را هدیه می کند ...
" خدا ، در جمله ی عجب شانسی آوردم است ... "
کافیست چشمانت را ببندی و احساسش کنی ...
|
سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ ساعت 18:50 توسط :
RahMan07
|
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.
هنگام بازگشت نگهبان پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی میداد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد.
اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده ی پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند در حالی که در کنارش با خطی نا خوانا نوشته بود:
«ای پادشاه! من هر شب با همین لباس کم، سرما را تحمل میکردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد.»
یادمان باشد به راحتی به دیگران وعده ندهیم. ولی اگر وعده دادیم بر سر پیمان باشیم. و در اجرای عهد پایدار بمانیم. که گفته اند جوانمردان در گرو عهد وپیمان خود هستند.
منبع:"از وب:تنها با خدا.خداجون خیلی دوستت دارم"
|
پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ ساعت 7:9 توسط :
RahMan07
|
با دلم انگار قصد جنگ داشت
گویی از با من نشستن ننگ داشت
....
آه می ترسم شبی رسوا شوم
بدتراز رسواییم تنها شوم
....
بر چنین نا مهربانی دل نبند
دوستان گفتند و دل نشنیدن
....
گرچه سوزد پر ولی پروانه ام
فاش می گویم که من دیوانه ام
....
یک شبی دور از خیالش سر نکرد
گفتمش افسوس او باور نکرد
....
با تمام بی کسی ها ساختم
وای برمن ساده بودم باختم
....
دل سپردن دست او دیوانگیست
آه غیر از من کسی دیوانه نیست
....
گریه کردن تا سحر کار من است
شاهد من، چشم بیمار من است
.…
فکر می کردم که او یار من است
نه فقط در فکر آزار من است.
|
سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۲ ساعت 22:49 توسط :
RahMan07
|
گاهي حجم دلتنگي هايم آنقدر زياد مي شود
كه دنيا با تمام وسعتش برايم تنگ مي شود . . . !
دلتنگــــم !
دلتنگِ كسي كه گردشِ روزگارش به من كه رسيد از حركت ايستاد !
دلتنگِ كسي كه دلتنگي هايم را نديد !
دلتنگِ خودم ،
خودي كه مدت هاست گم كرده ام . . . !
اشتباه من این بود
هر کجا رنجیدم
خندیـــــــــــــــدم ...لبخند زدم...فکر کردند درد ندارد
سنگـین تر زدند ضربـــــــــــــــــــه هـــــــــــــــــا را .... !!