خدا ، همیشه اینجاست ،
خدا ، مختص یک شب خاص نیست ،
خدا ، کنار من و توست ،
خدا ، در کمک کردن به بانویی ویلچر سوار است ...
خدا ، کنار توست ، وقتی به عابری در ماشینت ، راه می دهی ...
خدا ، در ماشین توست که زیر بارون مسافری را سوار می کنی ...
خدا ، در یک نفس عمیق کشیدن توست ...
خدا ، در کنار پسری قدم می زند ، که در یک کوچه باریک با دیدن دختری سرش را پایین می
اندازد و به او امنیت را هدیه می کند ...
" خدا ، در جمله ی عجب شانسی آوردم است ... "
کافیست چشمانت را ببندی و احساسش کنی ...
