گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
چوب خط ؛ هفتمین پست سال 94
جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ساعت 23:29 توسط : RahMan07 | ( )
چوب خط خدمت سربازی گلوگاه+پایین شهری

دارم روزهایی رو که یکی پس از دیگری سپری میشه رو چوب خط میزنم تا به نقطه پایان یعنی روز تسویه حساب برسم این تقویم کوچولو همیشه تو جیبمه.

++از دوستان تقلید کردم از این به بعد می نویسم  چندمین پست تو 94 رو ثبت می کنم.

01/26 مرخصی گرفتم پول کافی نداشتم و حسشو نداشتم برم تا بانک. از دوستم پول قرض کردم پیش بسوی چاردیواری.سوار تاکسی شدم کرایه دادم راننده یه نگاهی بهم کرد از سرباز که کرایه نمی گیرن بفرما پایین ما هم یه تعارف زدیم آقا کاسبی این حرفا رو نداره.جواب:بفرما پایین.من:خیلی ممنون دمت گرت گرم

تا بابل هم سوار یه نیسان شدم درگیر این بودم کرایه بدم یا ندم که راننده گفت:از من به تو نصیحت هیچ وقت ماشین سواری سوار نشو همیشه نیسان یا وانت یا کامیون سوار شو ازت کرایه نمی گیرن این و گفت ما شاد روان بودیم شادروان تر شدیم.

خلاصه با 1000 تومن اومدم خونه اونم کرایه تاکسی داخل بابل بود [اینها هم جزو الطاف الهی حساب میشه دیگه خدایا دمت گرم].راننده تاکسی های بابل یه چنین معرفتی ندارن که از سرباز کرایه نگیرن.هر وقت کشوری پیاده میشم تا یه سرباز می بینن سرکار دربست؟منم میگم نا

دوباره رفتیم سر زمین ادامه دیوارچینی خستگی بیل زدن با خوردن نارنج و آلوچه در میره آخ که تو این فصل نارنج خوردن چه حالی میده  باز دهنم آب اوفتاد دلم به تاپ تاپ اوفتاد

در حال کاردن، سر و صدا اومد ،بله دوباره مار اما این مار با بقیه خیلی فرق داشت وحشی بود برخلاف مارهای دیگه قیافه ترسناک تر،و به جای اینکه فرار کنه به سمتمون حمله می کرد.مثل همیشه پدر بزرگوار آمد و مار را گرفت[با اینکه جمع حاضر گفتن این مار سمیه ]

من اون وسط: گوشی از جیب مبارک بیرون آورده.بابا مستند سازی کنیم عکس بگیرم.یه چندتا عکس گرفتیم و بعد ما را چندین متر اون ور تر در طبیعت رها کردیم.

داشتیم می رفتیم نهار بخوریم که پسر عموم یه مار دیگه گرفت و باز هم مستند سازی.

نمیدونم اون قسمت زمین چقد مار داره خدایا خداوندا اسیر بَیمی

یه چیز که امروز بینمون مورد بحث بود:شاید یکم بد باشه ولی میگم دیگه

آقا ما دیگه جرأت نمی کنیم به کسی بگیم حاجی

بدرود./.

««راستی برای دیدن تصاویر بفرمایید ادامه مطلب


برچسب‌ها: مار در بابل

...
جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ساعت 1:9 توسط : RahMan07 | ( )

بیا و  به چنارهای پارک رحم کن
بیچاره ها میوه که نمی دهند
حداقل قرارهایمان را از پایشان بر ندار

باد
موهایت را تکان می دهد  
باد
چقدر  از انگشتان من
خوشبختر است

از کتاب "عاشقانه کوچک                          " محسن حسینخانی"    

""" مجموعه اشعار """

موضوعات مرتبط: شعر،جملات زیبا عاشقانه


درباره طاهر ...
سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۵ ساعت 23:37 توسط : RahMan07 | ( )

زندگی با حداقل «ای کاش»ها‌
زندگی همین است دیگر، حتی اگر خیاطی باشی که نصف کت و شلوارهای شهر را دوخته باشی،باز هم نمی‌توانی بشکافی و از نو بدوزی...
زندگی است دیگر ،مثل یه شعر می‌ماند باید بخوانی و دوره‌اش کنی، از آن مدل شعرها که روی سنگ حکش کرده‌اند و نمی‌توان عوضش کرد. اینها کلا مهم نیست...
مهم این است که وقتی شعر را خواندی، وقتی کت و شلوار را بر تن کردی، آن آخر آخرش حس خوبی داشته باشی و میزان ای کاش‌هایت در حداقل ممکن باشد...
این همان چیزی است که در خواندن زندگی آقاطاهر خیاط حس می‌کنی،
زندگی‌ای که از آن رضایت داشته باشی یک زندگی موفق ارزیابی می‌شود. گیرم که هیچ‌کس نباشد که در سر قبرت خون گریه کند، چه توفیری می‌کند،
مهم این است که هیچ‌کس هم نیست که از رفتنت ناراحت باشد، باقی همان است که خواسته‌ای و انتخاب کرده‌ای...مهم این است.
آن روزی که حس کردی نیاز به این که تحصیلاتت را ادامه بدهی، نه برای آن که به درآمد حاصل از تحصیل فکر می‌کنی، نه برای آن‌که به موقعیت حاصل از تحصیل فکر می‌کنی، فقط برای این به تحصیل می‌پردازی که می‌خواهی تحصیل کنی...
راستش این زندگی برای خود نیست، زندگی خوب است که نصیبت شده، آقا طاهر... قدرش را بدان.
خیلی‌ها هستند که وقتی به سن تو می‌رسند آن‌قدر ای کاش دارند که نمی‌شود شمرد، آن وقت است که زندگی برایشان حکم کت و شلواری را داشته که سایز تنشان نبوده و از آن ناراضی هستند،
مثل یک شعر بد که از خواندنش لذت نمی‌برند.

" افشین خُماند "

ماجراي خواندني استاد خياط اردكاني طاهر حسين ايزدي  [کلیک]

دانلود فایل pdf ويژه نامه چمدان روزنامه جام جم 20 فروردين ماه سالجاري [ کلیک]



دست روزگار ؛
جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۱۴ ساعت 23:36 توسط : RahMan07 | ( )

اشعار محسن حسین خانی+محسن حسین خانی

خدا تو را آفرید تا عاشقت شوم
اما  ناگهان...
کاش پدری که
قلعه ای شنی را در ساحل
برای کودکش می ساخت
از موج ها هم می گفت
****
تو
تابلویی زینتی بودی
من
روزنامه که دور آن پیچید
و زمانه
دست های مردی ثروتمند!

از کتاب "عاشقانه کوچک                          " محسن حسین خانی"     

""" مجموعه اشعار """

+با تشکر از خانم اسحاقی بابت ارسال  اشعار آقای محسن حسینخانی

موضوعات مرتبط: شعر،جملات زیبا عاشقانه


می ترسم چشم بردارم؛
پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ ساعت 21:20 توسط : RahMan07 | ( )

اشعار محسن حسین خانی+دانلود آهنگ معجزه از آراد آریا 

چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شده
می ترسم چشم بردارم و
تلافی تمام قایم باشک های گذشته را
سرم در آورده باشی
می ترسم این زمانه لعنتی
آنقدر بزرگت کرده باشد
که دیگر زیر چادر مادرت جا نشوی
می ترسم دور شده باشی
آنقدر که خودت را
پشت مردی غریبه پنهان کرده باشی
نه! چشم بر نمی دارم
می خواهم تمام ده، بیست، سی، چهل های عالم را
به توان دوستت دارم هایم برسانم
تا خودت را برایم پیدا کنی.
"محسن حسینخانی"

""" مجموعه اشعار """

دانلود آهنگ "معجزه" با صدای آراد آریا
MP3-128

+بالأخره نیمه دوم عید هم فرا رسیدو وقت رفتن به خدمته.
+اصلش حضورم امروز بود اما چون از قبل با دوستان هماهنگ کرده بودم که بریم بیرون مجبور شدم بپیچونم و فردا برم.
+شروع 94 خوب بوده إن شاءا... تا پایانش هم خوب باشه
+زمستون تموم شده ولی این مارها از خواب زمستونی بیدار نشدن.این چند روزی که داشتیم سر زمین کار می کردیم هی بیل میزدیم هی مار از زیر خاک میومد بیرون.مار هم مارهای قدیم .گونه امروزی خیلی تنبل شده. برای دیدن تصاویر [کلیک کن]
+نیمه اول امسال مصادف با فاطمیه بود ولی ما انگار نه انگار.آهنگ گوش دادنمون تمومی نداشت مادرم که می گفت شما کافر شدین
+ما هم:آهنگ غمگینه از مداحی هم غمگین تر تازه با صدای بلند که گوش نمیدیم صداش کمه.
+جدیداً حس و حال مداحی گوش دادن رو ندارم
+اصل موضوع:اعتقادمون کم تر شده
+علت:چیزایی که تو جامعه می بینیم:افراط و تفریط ، سوءاستفاده ها،و خیلی چیزا که نمیشه بیانش کرد همه و همه به مرور زمان.
+به خودم میگم خیلی پررو هستم که موقع بدبختی ها میرم سراغ خدا و پیغمبر
+خدا عاقبت بخیرمون کنه.
+پیشنهاد می کنم فیلم هندی PK رو  ببینید.فیلم قشنگیه

برای دانلود میتونید به این لینک مراجعه کنید.[کلیک]

 

 


دلتنگی های تو ؛
سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۴ ساعت 8:27 توسط : RahMan07 | ( )

شعر+شعر عاشقانه+حیات خلوت یه پایین شهری

کاش می توانستم
دلتنگی های نبودنت را شماره کنم
مانند عیدی های کودکی هایم
و صدای مادر را بشنوم :
" آنقدر نشمار... کم می شود!! "
و من باور کنم
و باز دلتنگی هایم را شماره کنم تا کم شود...
کاش باور کنم.

"ناشناس"

موضوعات مرتبط: شعر،جملات زیبا عاشقانه


با یاد تو ؛
یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ ساعت 15:41 توسط : RahMan07 | ( )

سال ، نو می شود+زهرا طراوتی+حیات خلوت یه پایین شهری

سال ،
نو می شود
و یادت ،
یک سال کهنه تر ...
هرچه بیشتر می گذرد
این شراب کهنه
بیشتر مرا مست می کند ...

" زهرا طراوتی "

 """ مجموعه اشعار """

موضوعات مرتبط: شعر،جملات زیبا عاشقانه


 
برچسب ها
ديگر موارد