گاهی احساساتی داریم که برایشان هیچ توضیحی نداریم
یک شعر از کتاب "قانون"
شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ ساعت 21:41 توسط : RahMan07

 

 

 

 

سلام بر شاعران باران، کمک کنیدم کمی ببارم

 

 

منم همان ابرِ ناسروده... که تن به خورشید می‌فشار

 

نه ابر، تاکیدِ آتشم من، سپس‌تر از خطِّ رعد و برقش

 

 

غُلُوْ نبینید اگر، مگر جز گمانِ رنگین‌کمان چه دارم؟

 

خدا نگهدار ای بیابان که با وجودِ هرآن‌چه گفتم

 

بعید هم نیست بعدِ باران که از زمین، آسمان در آرم

 

کجایی ای ماه بی‌توقّع که روی مرداب هم می‌افتی

 

فقط برای تو اَست... اگر شب، ستاره‌ها را نمی‌شمارم

 

چنان به مرگ اعتبار دادم که در عدم، زندگیم جاری‌ست

 

کنارِ هر گوشه و کنایه، به ناامیدی امیدوارم

 

دانلود صدای شاعر

وبلاگ شاعر"مریم جعفری آذرمانی"



 
ديگر موارد