یادش بخیر چنین روزی در سال 91 بود که به همراه دوست خوبم ابوالفضل رفتیم کافی نت تا برام وبلاگ بسازه چقدر سر عنوان و آدرس وب داستان داشتم.
چقدر هم ذوق و شوق به همراه بی فرهنگی(روی هر میزی که تو دانشگاه می نشستم آدرس وبمو می نوشتم) مث انسان پشیمونم. (از بی فرهنگی اون موقع).
به همین مناسبت یه سر به آرشیو زدم دوباره پست ها رو خوندم جالب بود.جالب تر از اون نظرات بود و جالب ترتر از اون 😎پاسخ من به نظرات بود انگار سر جنگ داشتم و خل وضع بودم.
یادآوری اون خاطرات هر چند با دوستان مجازی بوده ولی خیلی شیرینه برای اندک زمانی هم شده حال آدمو خوب می کنه لبخند به لبام میاره.
اینکه تاریخ وب زدنم یادمه واس خودم جای تعجب داره
++ بعضی وقتا ادم دلش عجیب برای گذشته تنگ میشه.
++ فهمیدم چقدر قبلنا بی دغدغه و بی دردسر زندگی می کردم شاید ی سری مشکلات داشتم اما در مقابل مشکلات این روزا هیچ ان
++ مطمئنن بعداً به این روزام می خندم همونطور که خاطرات روزای سخت خدمت سربازی الان برام شیرینه.
++ یه جمله تو توییتر فارسی خوندم خیلی قشنگ بود
"" درسته روزای بد مملکت بالاخره تموم میشن ولی دوران جوونیمون دیگه هیچوقت بر نمی گرده ""
++ بدرود✋🏿

